صبح بی تو رنگ بعدازظهر یک آدینه دارد/بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد بی تو میگویند تعطیل است کار عشقبازی/عشق اما کی خبر از شنبه وآدینه دارد خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد/عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد آمدم بر سر بازار به شوق یوسف جان به کف آمدم ویوسف بازارم نیست
در پی ات ای گل نرگس به گلستان رفتم دیدم آنجا خبری از گل بی خارم نیست
جز تماشای جمال تو عزیز زهرا مرهمی بر دل غمدیده وبیمارم نیست
جز تو ای خسرو خوبان که امید همه ای هیچ کس آگه از این قلب شرربارم نیست
بر در دوست اگر از پی حاجت رفتم جز تمنای وصال تو مرا کارم نیست ×××××××××××