سوال خود شناسی و خدا شناسی
من تازه به جمع نویسندگان این وبلاگ اضافه شدم کلمه یا حرف خاصی برای شروع ندارم اما همه چیزمو با یک سوال شروع میکنم...
واما سوال؟؟؟؟سوالی ک شاید خیلی ها حتی نتونن بهش پاسخ بدن اما سوال دگرگون کننده ای میتونه باشه؟
سن خودتونو در نظر بگیرین ببینین تو این مدت که از عمرتون گذشته چند سال ِچند ماه- چند هفته-چند روز-چند ساعت-چند دقیقه وحتی چند ثانیه به یاد خدا بودید و اینم بسنجید که ایا اصلا خودتون بودید.
اگه خواستید میتونید جواباتونو در قسمت نظرات بزارید چون...بیخی هر طور راحتید .اصلا جواب منم بدونید بد نیست.
ببینید من تازه که به سن ۱۵ یا تکلیف رسیده بودم زیاد مسجد میرفتم و اهل نماز بودم اما چه فایده ای کاش این شناختی که الان تا حدودی از خدا دارم اون موقع هم داشتم فقط میدونستم که خدایی هست و کارهای مارو میبینه و فرشته هایی که دارن مینویسن همین اما الان که به این سوال فکر میکنم میبینم(۱۸ سال که از عمرم گذشته من حتی خودمم نشناختم چه برسه به خدا)اما با همت بچه های هیئت و باری خدا دارم خودمو پیدا میکنم و از همه مهمتر خدایی که همیشه بود و من دنبالش میگشتم.
با اجازه ..یا علی
ای سراپا بی نیازی با تو بی نیاز میشوم.
صبح بی تو رنگ بعدازظهر یک آدینه دارد/بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد